تبليغاتX
حباب
 
 
من مرگ را

در دهان گل سرخ میبینم

 اما او

به دستهای من نگاه میکند

----------------------------

اگر تو سنگ شوی

 من هم سنگ شوم

رود ما را به کجا خواهد برد

-----------------------------

متاسفم برای خودم

برای تو

برای شعر

برای هم     می خوانیم

اما باهم     نمی خوانیم

-------------------------------

کاجها

آدمهایی بودند

ساکت اما سر به هوا

-------------------------------

چشمهای تو مرا قیچی می کنند

مثل پارچه های ابریشمی

مرا می پوشی

سر از خیابان ها در می آوری

به عابران سلام میکنی

لبخند می زنی

با نرگس های زمستانی

به خانه برمیگردی

زمستانهایت را در من میریزی

همینطور سیگارت را

و من برای تو

تنها یک کت هستم

 

  نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 19:16  توسط نرگس دوست  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM